
امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها صد در صد کار می کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلترشکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین انسان و خدایش فیلتر درست می کنند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود .
وقتی انسان مرتکب گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم گناهان فیلترهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از انها هیچ فیلتری نمی تواند مانع شما شود.
۱- نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند … اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید ” ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴
۲- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.
۳- ولایت: این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد .
«بلعم بن باعورا» كه از علماء بني اسرائيل و معاصر حضرت موسي (ع) بود نام برد. او نخست در صف مؤمنان و حاملان آيات و علوم الهى بود، امّا با وسوسه شيطان و طاغوت زمان يعني فرعون، منحرف شد. وي پيرو آئين ابراهيم و صاحب كرامت بود چنانكه مردم از اطراف و اكناف به نزد او ميآمدند تا درباره آنان پيشگويي کند و براي برکت يافتن دارايي و زندگي آنها دعا نمايد. (مرکز فرهنگ و معارف، اعلام قرآن از دايرة المعارف قرآن، ص 160). اگر چه نام بلعم باعورا در قرآن نيامده است اما همه مفسران بزرگ، مضمون آيات 175 و176 سوره اعراف را درباره او دانسته اند: «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوين؛ و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را (بلعم باعورا) كه آيات خود را به او داديم (اسم اعظم يا استجابت دعا) ولى سرانجام خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد و از گمراهان شد». امام باقر (ع) درباره اين آيه مي فرمايد: «اصل آيه، درباره بلعم است.
سپس خداوند آن را مَثَل قرار داده براى مردمى كه اهل قبله هستند (مومن مي باشند) ولي هوا و هوس خود را بر هدايت الهى مقدم مىشمارند» (تفسير مجمع البيان، طبرسي، ج 10، ص115). امام رضا (ع) نيز فرمود: بَلعَم فرزند باعور، اسم اعظم الهى را مىدانست و دعايش مستجاب مىشد، ولى به دربار فرعون جذب شد و با آنكه در ابتداى كار، مبلّغ حضرت موسى عليه السلام بود، ولى سرانجام بر عليه موسى و ياران او اقدام كرده و بد عاقبت شد. (تفسير نور الثقلين، ذيل آيه 176).
آرى، زرق و برق دنيا و دربار حاكمان و پادشاهان، عامل سقوط علما و دانشمندان است. قرآن سرانجام اين عابد مستجاب الدعوة را چنين بازگو ميكند: «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون؛ و اگر مىخواستيم، (مقام) او (بلعم باعورا) را با اين آيات (و علوم و دانش ها) بالا مىبرديم (اما اجبار، بر خلاف سنّت ماست؛ پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستى گراييد و از هواى نفس پيروى كرد. مَثَل او همچون سگي (هار) است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز و زبانش را بيرون مىآورد و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مىكند (گويى چنان تشنه دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمىشود). اين مَثَل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستانها را (براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)».(اعراف: 176)
بلعم بر اثر تمايل به فرعون و وعده و وعيدهاي او از راه حق منحرف شد و همه مقامات خود را از دست داد، تا آنجا که در صف مخالفان موسي(ع) قرار گرفت. (تفسير نمونه، ناصر مکارم شيرازي و همکاران، ج 7 ،ص 15). براي انحراف بلعم دلايل ديگري نيز مطرح كردهاند از جمله: نفرين او بر بني اسرائيل؛ به فساد و ارتداد کشاندن آنها به وسيلۀ زنان؛ دنيا طلبي و حسادت او نسبت به موسي (ع).(مرکز فرهنگ و معارف، اعلام قرآن از دايرة المعارف قرآن، ص 165).
بنده ی من!
آن گاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی، بر من توکل نما!
(سوره نحل/آیه 79)
خدایا!
گفتم : خسته ام!
گفتی: لا تقنطوا من رحمه ا...
از رحمت خدا ناامید نشوید
(سوره زمر/آیه 53)
با تأمل در آیه 88 سوره «قصص» که مى فرماید: «همه چیز جز ذات پاک او فانى و نابود مى شود» (کُلُّ شَىء هالِکٌ إلاّ وَجْهَهُ) پاسخ این سؤال به دست مى آید.
«وجه» از نظر لغت، به صورت و قسمتى از بدن که روبروى انسان قرار دارد گفته مى شود، امّا هنگامى که در مورد پروردگار به کار مى رود به معنى ذات پاک اوست.
واژه «هالک» از ماده «هلاک» به معنى مرگ و نابودى است. بنابراین جمله فوق اشاره به فناى همه موجودات، جز ذات پاک او مى کند، نه تنها فناى بعد از پایان این جهان، که الآن هم در برابر او فانى و هالکند; چرا که موجودات امکانى، وابسته به ذات پاک او هستند، و لحظه به لحظه فیض وجود را از او مى گیرند، در ذات خود چیزى ندارند و هر چه دارند از خدا است.
گذشته از این، موجوداتِ این جهان، همه متغیرند و در معرض دگرگونى ها، حتى طبق عقیده حرکت جوهرى، ذات آنها عین تغییر و دگرگونى است، و مى دانیم حرکت و تغییر، به معنى فانى شدن و نو گشتن دائمى است، در هر لحظه اى موجودات جهان ماده مى میرند، و زنده مى شوند. بنابراین اکنون هم، هالکند و فانیند، تنها ذاتى که تغییر و فنا در آن راه ندارد، و استقلال محض است، ذات مقدس او است.
هنگامى که دانستیم، تنها چیزى که در این عالم باقى مى ماند، ذات پاک خداست، روشن مى شود آنچه نیز به نحوى با ذات پاک او مربوط است، آن نیز رنگ بقاء و ابدیت به خود مى گیرد و آئین خدا که از ناحیه او است ابدى است، عمل صالح که براى او است ابدى است; رهبران الهى که به او ارتباط دارند از این نظر که به او مربوطند، رنگ جاودانى دارند. خلاصه هر چیز که به نحوى با ذات پاک او پیوند و ارتباطى داشته باشد، از آن نظر فنا و هلاکت براى او نیست.(1)
1. تفسیر نمونه، جلد 16، صفحه 204.
منبع: لیله القدر
